نکونام : غیرت ایرانی را در سئول نشان می دهیم








بازی با بوریرام





مهسا
تو این 2 روزه که نبودم خونه ی خالم بودم....من عاشق هالمم...خونشونم با ما فاصله ی زیادی نداره...همش 3تا کوچه فاصله داریم...ولی من میرم خونشون و دیگه بیرون اومدنم با خداست..............
الان تازه رسیدم خونمون...دلم براتون تنگ شده بود....برای همتون.................
مهسا جان نویسنده ی عزیز وب...دوست دارم.
دیگه اپ کن خودت این چند روزه رو............من دیگه تا10 مهر اپ نمیکنم.....جمعه دیگه باید راهی مشهد بشیم....تا 6-7 مهر نیستیم....ایشالا اونجا اگه عمری باشه برای همتون دعا میکنم....ایشالا همتون به همه ی ارزوای قشنگتون برسید....
امیدوارم حلالم کنید......دیگه اخه ادم از 2 ثانیه بعدشم خبر نداره که...واسه همین باید از همین جا تو همین فاصله که هستیم از هم حلالیت بطلبیم....اگه تو این مدت حرفی زدم چیزی گفتم که کسی از دستم ناراخت شد خواهشا ببخشید....و حساس نشید...
یا علی.......
خداحافظ همین حالا.........
ولی بازم حساس نشید...
ایشالا سالم بریم و برگردیم .... من دوباره عین بختک در خدمتم!!!!!!!!
با هممم دوست باشید................................خخخخخخخخخخخخخ
بای
![]()
![]()
![]()
سلام بچه ها...امروز همونطور که همتون میدونید استقلال با ذوب اهن بازی داره....منم امروز عصر به همراه نازنین نویسنده ی اول وبلاگ رفتیم هتل...تو هتل هم ستاره(وبلاگ قلب ابی) و بقیه ی بچه های فوتسالمونم بودن.اخه با هم قرار گذاشته بودیم....
در کل خوش گذشت....
موقعی که بازیکنا اومدن بیرون خیلی شلوغ بود.... همیشه جواد جزو اخرینایی بود که از اتاقش میومد بیرون...ولی این بار نمیدونم چش شده بود....نفر دوم-سوم بود که اومد بیرون...همیشه جواد خشرو بود و میخندید ولی این بار اصلا اصلا ی بارم نخندید و خیلی جدی بود....معلوم بود از ی چیزی ناراحت بود....ولی نمیدونم از چی....
من رفتم جلو و بهش سلام کردم اونم جواب سلاممو داد.بعدشم اون برگه ای رو که ادرس وب مریم رو روش نوشته بودم بهش دادم.صفحه ی اوش ی شعر بود که برای نکونام گفته بودم و ÷ایینشم ادرس وبمو دوباره براش نوشتم و گفتم حدود یکی دوماه دیگه 6ساله میشه...اسم و فامیلمم نوشتم پایینش...
تو صفحه ی بعدشم ادرس وب مریم رو نوشتم و گفتم این وب رو یکی ازدوستام به نا مرم برای شما و اقای رحمتی ساخته خوشحال میشه اگه به وبش سر بزنید.............
برگه رو هم تا کردم و بهش دادم...اونم برگه رو گرفت...ولی هیچی نگفت منم گوشیمو تازه خریدم زیاد باهاش وارد نبودم تا میخواستم دوربینمو روشن کنم و فیلم بگیرم رفتش.........ی پسرا هم میخواست باهاش عکس بندازه ولی جواد سرشو زیر انداخت و رفت....نازنین میگفت زهرا مطمئنن از ی چیزی ناراحته یا فکرش مشغوله که اینجوری بود...راسم میگفت...خیلی تو خودش بود...نمیدونم چش شده بود...
نیکبختم دیدم...واااااای اصلا هیچکسی محلش نمیذاشت و تنها داشت میرفت...ولی به حدی با غرور راه میرفت که ........(بیخیال)
امیرحسین صادقی نفر اولی بود که اومد بیرون...اونم دورش شلوغ شده بود خیلیی.......ولی من دیگه طرفش نرفتم...
دوستام همگی وایسادن و با قلعه نویی عکس گرفتن ولی من فقط نگاه کردم و داشتم مسخرشون میکردم...
فرهادم که دیگه دورش غلغه شده بود...ولی اونم به هیچ کسی محل نمیداد و با کلی ناز با این و اون عکس میگرفت.....
اندو خیلی خوب بود که اونم گارد ویژه اومد و جمعش کرد...من همیشه بیرون هتل بودم ولی این بار رغتم تو خود هتل....و اکصر بازیکنارو دیدم...مهدی رحمتی رو ندیدم...ولی تا داشن میرفت تو اتوبوس دیدمش....که طبق معمول هنذفری تو گوشش بود....و دست تکون میداد واسه بقیه....ساموئل و اینارو هم دیدم...در کل بد نبود همه رو تقریبا دیدیم.ولی من تو کار جواد مونده بودم.دلم براش سوخت!!!!!!!!!!!نازنین مسخره میکرد میگفت حتما اریان سرماخورده جواد نگرانشه!!ولی جواد خیلی تو خودش بود...
همیشه تا هوادارارو میدی میخندید و کلی به محبتشون جواب میداد و ....ولی این بار خیلی سرد و سر به زیررفت...منم همونطور که قبلا بهتون گفته بودم تو کامنتا این بارکاری با کسی نداشتم...و فقط میخواستم ادرس وب مریمو بدم به جواد...وگرنه نه عکس میخواستم باهاش بندازم نه امضا بگیرم....چندبارم که دیدمش دیگه شوق اولو واسه دیدنش نداشتم و ندارم...
اهان پژمان نوریم دیدیم...خخخخخخخخ...من نمیدونم چرا ای ادمو میبینم میخندم!ولی یکی اون وسط باید از من و نازنین فیلم میگرفت!!!!!!!!!خیلی پایه بودیم...نه به کسی مجل میذاشتیم نه از کسی عکس مینداختیم نه برای دیدن کسی تو سر و مغزمون میزدیم....ولی همه ی کسایی که اونجا بودن هول کرده بودن داشتن تو سر و مغزشون میزدن و امضا و عکس میگرفتن...خخخخ
اینم از امروز..........................اصلا یادم نبود بخوام عکسی چیزی بگیرم که بذارم تو وب...از کسیم امضا نگرفتم طبق معمول...اهان راستی مهدی علیاری هم دیدم با دست شکسته...ولی انقدر از این بشر متنفرم که نگوووووووووو...........اون اول از همه اومد بیرون...
یاعلی مدد.........
امروز میخوام ی چند تا عکس از حال و هوای اس اسیا در حال اماده سازی واسه دربی بذارم


جام ورزشی؛ محمد سررشتهداری درباره انتخاب علیرضا فغانی برای قضاوت دربی روز جمعه عنوان کرد: «هیچ مشکلی با انتخاب فغانی نداریم. با وجود اینکه در بازی مقابل سپاهان، از قضاوت او ضرر کردیم و در نهایت هم منجر به کسر یک امتیاز از استقلال شد ولی از این داور حمایت خواهیم کرد.»
وی افزود: «با وجود شایعاتی که درباره فغانی وجود دارد از او حمایت میکنیم چرا که معتقدیم او از داوران پاک فوتبال ما است. هر داوری روز خوب و بد دارد و بازی با سپاهان روز فغانی نبود. از هواداران استقلال میخواهیم به همه از جمله داور بازی احترام بگذارند.»
مدیر روابط عمومی باشگاه استقلال خاطرنشان کرد: «اگر پرسپولیسیها جای ما بودند زمین و زمان را به هم میدوختند و بهانههای داوری را مطرح میکردند و آسمان و ریسمان به هم میبافتند اما ما برای فغانی و همه داوران لیگ احترام قائل هستیم و معتقدیم او از پس از این دیدار برمیآید.»
سررشتهداری با اشاره به مشکلاتی که پیش از این بین فغانی و فرهاد مجیدی به وجود آمده بود، گفت: «اینکه گفته میشود فغانی با مجیدی مشکل شخصی دارد را قبول نداریم و مطمئن هستیم روز جمعه دربی زیبایی به همراه داوری فغانی شاهد خواهیم بود و هیچ مشکلی به وجود نمیآید.»

اینم روزنامه ی استقلال جوان

این پست رو چند وقته که دوست داشتم بذارم و همش نمیذاشتم...
این پست مخصوص دعا کردنه....
بچه ها چند روز پیش که از کنار ی بیمارستان رد میشدم ی تعدادی از بیمارارو روی تخت بیمارستان دیدم...
همش حس میکردم بابا بیماری مال مردمه....مال کساییه که بی توجهی میکنن به خودشون و به فکر خودشون نیستند...ولی بعد که ی کم دقت کردم دیدم بعضیاشونم که خیلی به قول خودمون سر جونشون میترسیدن و همش نگران سلامتیشون بودن هم روی تخت بیمارستان افتادن...
این شد که رفتم ی سر به بیمارا زدم...نه به طور اختصاصی ولی رفتم دمه اتاقاشون و ی چند لحظه ای از دور نگاشون میکردمممممم
میدیدم خود بیمار ی طرف افتاده.........همراهاش ی طرف دیگه...
از ی طرف درد و رنج و ناراحتی.............از ی طرف دیگه غم و غضه و استرس
حالا خرج و مخارج هر کودوم از این بیمارا بماند..................

دیگه معلول ها که جای خودش...................اونا از اول سختی رو تحمل میکنن...خدا بهشون صبر بده ایشالا
ولی به این فکر افتادم که هر دفه ای ادم به این جور جاها سر بزنه و خدارو شکر کنه که صدهزار مرتبه شکر تن سالم داره و روی پای خودش می ایسته و راه میره....
خداروشکر کنیم به خاطر این نعمتایی که بهمون داده...
و..............
نمیدونم چی بگم....ولی این اپ حرف دلم بود که دوست داشتم شما که دوستای خوبم هستین هم باخبر بشین.
ممکنه بعضیاتون بگین بابا این وب نکونامه از این حرفا چرا توش میزنین و .....
ولی امیدوارم هرکی این متن رو میخونه به لطف خدا پی ببره و ازش تشکر کنه به خاطر اینکه تن سالمی داره
خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
و مهم تر از همه این که:
واسه ی بیمارا دعا کنید...مخصوصا بیمارای صعب العلاج........
به خدا اینا هر لجظه تو زندگیشون امیدوشون رو کامل از دست میدن و ارزوی مرگ میکنن بعضیاشون...
بیاین و تو این ثانیه های قشنگ عبادتمون اونا رو از دعای خیرمون فراموش نکنیم.....
التماس دعا
ادامه ی مطلب عکسای اقا جواده
تو پست قبلی فقط عکس گذاشتم...تو این پست میخوام فقط مطلب بذارممممم

جواد نکونام می گوید همه فکرش به استقلال و موفقیت این تیم است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛جواد نکونام با صداقت تمام می گوید:«بازی دست بوریرام بود و باید در دیدار برگشت
فکر به حال آنها بکنیم.»او که این حرف ها را در جمع خبرنگاران می زد ادامه داد:«از موقعیت هایمان استفاده
نکردیم اگر نه می توانستیم گل های بیشتری بزنیم.بوریرام نیز موقعیت خاصی نداشت اما بازی در دست آنها
بود.»
نکونام با بیان اینکه بازی سختی در تایلند خواهند داشت ادامه داد:«الان دیگر تیم ضعیفی در مسابقهها وجود
ندارد. همین بوریرام که دیدید واقعا قوی است. تیمشان امروز در زمین خوب باز میشد. ما مشکل بدنی هم
نداشتیم فقط ساموئل و بیکزاده مصدومیت جزئی داشتند که هر دو در کنار بقیه بازیکنان واقعا تلاششان را
کردند و به پیروزی رسیدیم.»
جواد در پایان و در پاسخ به این سوال که اگر استقلال در آسیا قهرمان شود شانس او نیز برای تصاحب عنوان
بازیکن قاره افزایش پیدا می کند گفت:« آرزوی هر بازیکنی است که این عنوان را کسب کند. من هم آن را در
کلکسیونم کم دارم و اگر به دستش بیاورم خوشحال میشوم. ولی با این وجود اول از همه فکرم به تیم است و
دوست دارم استقلال موفق باشد تا خودم.»
یاعلی..........